44- کاش بتونم تغییر کنم

دلم میخواد تغییر کنم،یعنی راستش میخوام اعتراف کنم که دلم میخواد کمی از خودخواهی هام رو کم کنم،دلم میخواد غر زدن و بداخلاقی رو بذارم کنار.چون واقعا زندگی کردن با همچین آدمی خیلی سخته و من فقط به همسری فکر نمیکنم،بلکه اول دلم میخواد به خدا فکر کنم،دلم میخواد دلیل تمام تغییراتم اول، خــــدا باشه.
خیلی زشته بعد از سه سال و نیم زندگی،فقط وقتی حس و حالش رو دارم آشپزی میکنم و اینکه اصلا صبح ها بیدار نمیشم و همسر رو بدرقه نمیکنم،در واقع من خوابم و اون خودش چایی رو دم میکنه و بعدش هم میره.دلم میخواد تغییر کنم کاش بتونم.
راستش همیشه در برابر تغییر،لجبازی میکردم و انتظار داشتم همسری تغییر کنه تا زندگیمون خوب بشه.اما با کارهایی که من در پیش گرفتم ،کم کم اون مهر و محبت اولیه خیلی کمرنگ شد.همسری خیلییی سمت من میاد و دلش میخواد همه چیز مثل روزهای اول بشه،اما من همیشه اونو پس میزنم.
راستش خجالت میکشم بگم اما گاهی به این فکر میکنم که جدا بشم و زندگی جدیدی رو تشکیل بدم :( انگار همش از درون میخوام همسری رو تخریب کنم و بگم این مرد زندگی من نیست متاسفانه.
خدایا! کمکم کن تغییر کنم و همسر خوبی بشم.کمکم کن لطفا.
کاش روزهای عاشقانه رو برگردونم،کاش بتونم.