1- زندگی زیباست در کنار عشقم :)
خورشید | پنجشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۶:۵۸ ق.ظ |

6:51 نوشت: سعی میکنم به این مکان عادت کنم چون ب.ل.اگ.ف.ا مُرده فعلا. این چند روز با همسری کلی دعوا کردم. تا به حال بهم نگفته بود اولین بار که بهش گفتم " دوستت دارم " رو یادش هست.دیشب رفته بود جایی که اولین بار بهش گفتم دوستت دارم و میگفت اون روز چقدر خوشحال بوده و کلی بالا و پایین پریده.تو اون لحظه که حرف میزدیم البته از طریق موبایل، بیاد اون روزهای قبل از ازدواج افتادم.چقدر حس خوبی داشتم.چقدر حس کردم بازم دوسش دارم.خدایا کمکمون کن.
شوهری ِ من سرشار از احساسات ِ، خیلی مهربون ِ و این خیلی فوق العاده ست.هر روز به من میگه که منو دوست داره اما من قدر این مهربانی و احساسات و عشقش رو نمیدونم و زوم کردم روی کاستی ها و نداشته هاش.
امروز صبح با تمام مقاومت های من، منو واسه نماز بیدار کرد و من به داشتنش افتخار میکنم و الان هم منتظرم بیاد که صبحانه بخوریم.رفته نان بخره.
شوهری ِ من سرشار از احساسات ِ، خیلی مهربون ِ و این خیلی فوق العاده ست.هر روز به من میگه که منو دوست داره اما من قدر این مهربانی و احساسات و عشقش رو نمیدونم و زوم کردم روی کاستی ها و نداشته هاش.
امروز صبح با تمام مقاومت های من، منو واسه نماز بیدار کرد و من به داشتنش افتخار میکنم و الان هم منتظرم بیاد که صبحانه بخوریم.رفته نان بخره.